تبليغاتX
پونز

با سلام و احترام
 من حدیث مجملی از این داستان خواندم. به نظر شما خارج کردن یک سنگ از مثانه یک سگ خب مسلما کار بی ارزشیست وقتی می توان حیوان را خلاص کرد. متاسفم که همه چیز را با معیارهای شخصی خود می سنجید. من از نزدیک با دکتر آل داوود و همکاران ایشان آشنا هستم.  این مجموعه در بیمارستان دامهای کوچک با محبت و توجه بسیار با وجود کمبود امکانات و اعتبار حیوانات زخمی در تصادفها و گربه های خیابانی را معالجه می کنند.  دانشجویان زحمتکش دامپزشکی از دکتر شیرانی درس مهر و محبت به تمام موجودات زنده را می بینند . خودم شخصا از ایشان در وقت معاینه حیوان خانگیم شنیدم که می گفت اگر ما به این زبانبسته ها که حریم امن زندگیشان را از آنها گرفته ایم رحم کنیم خداوند هم به ما رحم خواهد کرد. خودم شاهد تلاش پزشکان جراح در  مداوای حیوانات صدمه دیده ُ پرندگان مهاجری که به خاطر برخورد با شیشه های ساختمانهای بلند  از ادامه مهجرت باز مانده بودند و توسط اعضای انجمن حمایت از حیوانات تا فصل بعد نگهداری و رها سازی شدند بودم.

بسیار متاسفم که درک محدود شما از اشرف مخلوقات بودن تنها و تنها به بهره کشی از حیوانات خلاصه میشود و به نظرتان رهاندن این حیوان زبان بسته از درد و بازگرداندن وی به زندگی مسخره است. بسیار متاسفم که اینچنین از معیارهای انسانی فاصله گرفته اید.

حیوانات به نظر شما یا برای خوردن هستند یا برای بهره کشی . یا اینکه داروهای جدید را روی آنها آزمایش کنند و آنها را عمدا به انواع سرطانها مبتلا کنند که وجود نازنین شما آزرده گزند نباشد!

آیا باید به جای رسیدگی به اهمال بیمارستانهای آدمیزاد ها و کمبود امکانات اورژانس و پذیرش نکردن بیماران کم توان مالی و هزار بدبختی دیگر که برای انسانها در طی مراحل درمان پیش می آید این گونه موفقیت و زحمات اساتید رشته دیگری را زیر سوال ببریم؟

بهتر بود به جای مواخذه ایشان که وقت خود را برای یک سگ هدر داده اند کل سیستم بهداشت و درمان را زیر سوال میبردید که چرا اصلا رشته ای به نام دامپزشکی در ایران وجود دارد!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:32  توسط پونز  | 


 

يکيشون يه موجود دله است که بي چشم و روئه و براش مهم نيست که کي بهش غذا ميده ،
اون يکي يه حيوان ملوس خانگي

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 12:55  توسط پونز  | 


 

هیچکس تنها نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 11:11  توسط پونز  | 


 

آهای مردم

کلاَ به تخمم

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 22:55  توسط پونز  | 


 

در بستر عشق جز نکو را نکنند

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 13:48  توسط پونز  | 


 

مذهب مسکن خوبی میتونه باشه به شرطی که معتادش نشیم

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 9:25  توسط پونز  | 


 

 - من بالاخره حقمو از خدا می گیرم

- خدا خودش حقتو می ذاره کف دستت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 11:44  توسط پونز  | 


 

صدفی یا شاخی
فرقی نمی کند
تکمه های پیراهن تو را من باز نمی کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 19:50  توسط پونز  | 


 

یکی نیست به من حالی کنه یه من ماست چقدر کره داره ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 12:31  توسط پونز  | 


 

دلم یه شوهر میخواد تا بهش خیانت کنم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 17:41  توسط پونز  |