من حدیث مجملی از این داستان خواندم. به نظر شما خارج کردن یک سنگ از مثانه یک سگ خب مسلما کار بی ارزشیست وقتی می توان حیوان را خلاص کرد. متاسفم که همه چیز را با معیارهای شخصی خود می سنجید. من از نزدیک با دکتر آل داوود و همکاران ایشان آشنا هستم. این مجموعه در بیمارستان دامهای کوچک با محبت و توجه بسیار با وجود کمبود امکانات و اعتبار حیوانات زخمی در تصادفها و گربه های خیابانی را معالجه می کنند. دانشجویان زحمتکش دامپزشکی از دکتر شیرانی درس مهر و محبت به تمام موجودات زنده را می بینند . خودم شخصا از ایشان در وقت معاینه حیوان خانگیم شنیدم که می گفت اگر ما به این زبانبسته ها که حریم امن زندگیشان را از آنها گرفته ایم رحم کنیم خداوند هم به ما رحم خواهد کرد. خودم شاهد تلاش پزشکان جراح در مداوای حیوانات صدمه دیده ُ پرندگان مهاجری که به خاطر برخورد با شیشه های ساختمانهای بلند از ادامه مهجرت باز مانده بودند و توسط اعضای انجمن حمایت از حیوانات تا فصل بعد نگهداری و رها سازی شدند بودم.
بسیار متاسفم که درک محدود شما از اشرف مخلوقات بودن تنها و تنها به بهره کشی از حیوانات خلاصه میشود و به نظرتان رهاندن این حیوان زبان بسته از درد و بازگرداندن وی به زندگی مسخره است. بسیار متاسفم که اینچنین از معیارهای انسانی فاصله گرفته اید.
حیوانات به نظر شما یا برای خوردن هستند یا برای بهره کشی . یا اینکه داروهای جدید را روی آنها آزمایش کنند و آنها را عمدا به انواع سرطانها مبتلا کنند که وجود نازنین شما آزرده گزند نباشد!
آیا باید به جای رسیدگی به اهمال بیمارستانهای آدمیزاد ها و کمبود امکانات اورژانس و پذیرش نکردن بیماران کم توان مالی و هزار بدبختی دیگر که برای انسانها در طی مراحل درمان پیش می آید این گونه موفقیت و زحمات اساتید رشته دیگری را زیر سوال ببریم؟
بهتر بود به جای مواخذه ایشان که وقت خود را برای یک سگ هدر داده اند کل سیستم بهداشت و درمان را زیر سوال میبردید که چرا اصلا رشته ای به نام دامپزشکی در ایران وجود دارد!

